گردش دلفارد
سلام دختر نازم عکسات مال یکی دوماه قبلن که برا تفریح و گردش رفتیم دلفارد مهمون حسنیه جون مامان ایلیا بودیم. دستشون درد نکنه خیلی خوش گذشت. ضحی و فاطمه زهرا: ضحی و فاطمه زهرا و سارا و فاطمه محیا: ضحی و فاطمه زهرا و امیر مهدی: ضحی و فاطمه زهرا و فاطمه و ایلیا و سارا و فاطمه محیا و زینب: ...
نویسنده :
مامانی
17:21
بدون شرح 6
مربوط میشه به 18ماهگی ضحی خانم همگی بگید ماشالله. ...
نویسنده :
مامانی
17:03
خاطره
سلام دختر عزیزم خوب و خوش و سلامت که هستی ان شاالله؟ ببخشید که دارم با تاخیر خاطراتت رو میذارم الان دقیقا پنج شش روزه که نوزدهمین ماه زندگیت رو پشت سر گذاشتی و حسابی برا خودت خانوم شدی و البته بلا و بازیگوش. 7 آبان تولد دوسالگی ریحانه جون بود و دعوت شدیم. حسابی بازی کردی میرفتی روی مبل و بعد هم توی طاقچه باباحاجی اکبر که چندوقتی شیطنتات رو ندیده بود میگفت ضحی خیلی شیطون شدی و یاد بچگیای بابات میفتم. حالا خاطره یه اتفاق بد ضبح روز 11 آبان بهمون خبر دادن که باباحاجی( بابابزرگ منو بابایی) که دوسه هفته ای میشد بیمارستان بستری بودن دار فانی رو وداع گفتن خدایش بیامرزد. یادش بخیر بچه که بودیم عشقمون این بود که بریم خونه بابا...
نویسنده :
مامانی
16:43
عید غدیر مبارک
من نبی ام در کنارم یک *نباء* دارم*عظیم* طالبان *اهدنا*این هم *صراط مستقیم* چهره اش مرآت *یاسین*، شانه هایش *محکمات* خلوتش *والطور*، شور مرکبش *والعادیات* هر خط قرآن من، توصیفی از سیمای اوست هرکه من مولای اویم، این علی مولای اوست. عید غدیر بر همه شیعیان جهان اسلام و همه دخترا و پسرای نی نی وبلاگی خودم مخصوصا دختر ناز و قشنگ مامان مبارک. دوستتون دارم. ...
نویسنده :
مامانی
7:52
بدون عنوان
دختر نازگلم عشقم روزت میاررررررک. خیییییییلییییییی دوووووووووست دارم. این روز قشنگ رو به همه نی نی های خوشگل و نازمون تبریک میگم. همتونو خیلی دوست دارم میبوسمتون. ...
نویسنده :
مامانی
21:08
17 ماهگی ضحی گل
سلام جیگر مامان و بابا دختر گلم امروز جمعه 22 شهریور 17 ماهه شدی یعنی یک ماه بزرگتر شدی و 17 ماه از باهم بودنمون میگذره و چه زود و چه شیرین گذشت. اول بهت بگم که یک ماهی هست که مامانی داره میره سر کار و مجبورم که صبحها جیگرگوشمو تنها بذارم و برم و از این بابت یه خورده ناراحتم ولی ... روزای اول پیش مامان جون و داییا میموندی ولی به خاطر شرایط کاری مامان جون و شرایط درسی داییا دیگه نمیشه بذارمت اونجا برا همین برات پرستار گرفتم که اذیت نشی و صبحها مجبور نباشم خواب نازتو بهم بزنم. یه روز باهم رفتیم مهدکودک که ببینم اگه شرایطش مناسب باشه شمارو بذارم مهد. یه نیم ساعتی داخل مهد بودیم وارد که شدیم رفتیم داخل اتاق خانم مدیر شمارو گذاش...
نویسنده :
مامانی
10:04
خواهر عزیزم تولدت مبارک
آبجی گلم عزیزدلم: نمی دانم با کدام جمله "دوستت دارم" را برایت انشا کنم اما کاملتر از این چیزی ندارم. دوستت دارم و تولدت مبارک عزیزم. اینم از هدیه تولدت: خواهر یعنی عشق خواهر یعنی مهربانی خواهر یعنی دلسوز بودن خواهر یعنی راز دل گفتن خواهر یعنی غم خوار خواهر یعنی شادی زندگی خواهر یعنی همیشه با هم بودن. یادش بخی بچگیا دعواها و سرو صداها و شادیا و خنده ها و بازی کردنا و باهم بودنا. آبجی جون ایشالله همیشه شاد باشی. برات تو این شب قشنگ یه زندگی آروم و پر از شادی و شور کنار همسر و دختر ناز و دلبرت آرزو میکنم. دیدی نیومدی برات تولد بگیرم ولی من با معرفت تر از این حرف...
نویسنده :
مامانی
0:36
دخترم خانوم شده
سلااااااااااااااااااااااااااااااااام جیییییییییییییییییگر مامان اول یه عذرخواهی بابت اینکه خاطرات بزرگ شدن و خانوم شدنت رو دارم دیر برات مینویسم منظورم خاطرات از 22 خرداد تا الان که سوم شهریور البته به جز خاطرات مسافرتا. خوب بریم سراغ کارهای ضحی جونی. اول از دندونات میگم که الان شدن 10تا دوتا دندون آسیاییت تازه در اومده که براشون خیییییییلی اذیت شدی و وزنت که به 8:800 رسیده بود شده 8:200 یعنی 600 گرم کم کردی و مامان حسابی ناراحت شد. موهات بلند و خوشگل شده برات دم اسبی میبندم ولی همه میگن هوا گرمه کوتاهشون کن اذیت نشه حالا ببینیم چی میشه... اصلا دوست نداری کفشامون توی جاکفشی باشه تا میری داخل حیاط کفشارو میریزی و همه رو یه امتحا...
نویسنده :
مامانی
9:03








